محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )

مقدمه 6

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى )

إن جائكم فاسق بنبأ فتبينوا 1 ( الحجرات / 6 ) . ما را به بررسى احوال گزارشگران فرمان داده است تا اگر ايشان مردمى لاابالى و بى تقوى بودند بر قول آنها اعتماد نورزيم و از تحقيق وتفتيش در اخبار آنان براى روشن شدن حوادث كوتاهى نكنيم . ثانيا با طرح آياتى چون : ذلك بأن الله لم بك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم 2 ( الأنفال / 53 ) ما را به علل ترقى وتنزل اقوام وايجاب وسلب نعمت ها از ايشان هدايت فرموده است . ثالثا عبرت آموزى از ماجراهاى تاريخى را بما توصيه ميفرمايد چنان كه ميخوانيم : لقد كان فى قصصعن عبرة لأولى الألباب 3 ( يوسف / 11 ) . متأسفانه بسيارى از مسلمين بجاى رعايت أسلوبهاى قرآنى در تحقيقات تاريخى خود ، شيوه اى را پيش گرفته اند كه قرآن مجيد ما را از آن برحذر داشته است ! اين روش ، بخصوص در بحث از حوادث تاريخى پس از پيامبر اسلام ( ص ) واحوال صحابه ، سخت نمايان شده ومصائبى براى ما ببار آورده است ، شيوه غير مرضيه مذكور ، آنست كه بر سر ماجراها واعمال گذشتگان با يكديگر بنزاع برخيزيم وفخر فروشى كنيم ! در اينمرحله است كه قرآن مجيد بما پيام مىدهد : تلك أمة قدخلت لها ما كسبت ولكم ما كسبتم ولا تسئلون عما كانوا يعملون ( البقرة / 134 ) . يعنى : " آنها گروهى بودند كه دورانشان سپرى شد ، اعمال آنان براى خودشان وكردار شما براى خودتان است وشما مسئول كارهائى كه آنها مى كردند نيستيد " ! اين پيشگفتار در مقدمهء " تاريخ فخرى " كه درباره احوال گذشتگان مسلمين نوشته شده لازم مينمود تا با توجه به ديدگاههاى قرآنى ، تاريخ اسلام را مورد مطالعه قرار دهيم . والله الموفق للخير والصواب بنگاه ترجمه و نشر كتاب

--> ( 1 ) - اگر بدكارى براى شما خبرى آورد ( نپذيريد بلكه ) آن را تحقيق كرده روشن سازيد . ( 2 ) - آن امر به اين دليل است كه خداوند هيچ نعمتى را كه به گروهى داده از ايشان سلب نمى كند تا آنكه نفسائيات ( افكار و اخلاق ) خويش را تغيير دهند . ( 3 ) - بى شك در ماجراهاى ايشان مايه هاى عبرت براى خردمندان است .